ترشیز فان

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


کس کون داستاني
 
‎20 سپتامبر … سلام اولین باری هست که خاطره مینویسم میخوام اولین سکسم با مامان دوستم رو بنویسم hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272557.htmlمنو امیر از بچگی باهم دوست بودیم ما تویکی از شهر های شمال زندگی میکنیم رابطه
خانوادگی هم باهم نداشتیم البته اینو بگم که من چند باری هم خواهر امیر رو روشلواری کرده
بودم اون مو قع من ۱۳سال داشتم وخواهرش ۹سال امیر هم خودش چند باری ما رو …
 
‎کون دادن شیوا به برادرش. ژوئیه 10, 2010 بدست parsgfx. سلام.اسم من وحید هست و https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/…/کون-دادن-شیوا-به-برادرش/امسال وارد 21 سالگی شدم.از اونجایی که خانواده ی ما خیلی کم جمعیت بود و من هم زیاد آدم
اجتماعی نبودم تا این اواخر هیچ تجربه ی سکس واقعی نداشتم و تنها راه ارضا شدنم
خوندن همین داستان های سکسی بود. دیگه هیچ عکس و فیلمی به اندازه ی این داستان ها به
من لذت …
 
‎منو از کون میکنی؟ ژوئیه 10, 2010 بدست parsv. خيلی خسته شده بودم. آخه چقدر کس https://parsv.wordpress.com/2010/07/10/1-8/بدم. چقدر کير فقط بره تو کسم! تا کی بايد کسم پاره شه! مگه من کون ندارم٫ مگه من
سوراخ کون ندارم٫ خب منم ميخوام يه چيزه کلفت بجای کسم بره تو کونم. ديگه واقعا
تحملم تموم شده بود. هر چی فيلم سوپر نگاه ميکرديم همش دعوا سره کون طرف بود تا
کسش.
 
‎25 ژوئن 2011 … اول درباره خودم یکم بگم بعد . من زمان داستان 19 سالم بود و دیپلم الکتروتکنیک . https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/شب-اولین-سکس-از-کون/البته چون علاقه خیلی زیادی به کامپیوتر داشتم همزمان توی چند تا از شرکتهای شهرمون
کار میکردمو توی یکی از این شرکتها که با 2 تا از دوستام کار میکردم دیگه همه چیزو
از دختر بازی و کس…
 
‎25 ژوئن 2011 … سلام من زیاد اهل پیچوندن و طول دادن داستان نیستم،یه عمو دارم که یدونه دختر داره3سال https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/کردن-الهام-تپل/ازمن کوچیکتره. سال83 بود که من متوجه شدم الهام … تصمیم گرفتم از اون کون خوشمزه و
کوس شیرینش بی بهره نشم یه روز که بیرون بودیم بهش گفتم الهام می خوامت،گفتم
زنم میشی بهم گفت یک ساله که می خوام براش شرط گذاشتم شرط من …
 
‎24 آوريل … محسن و خواهرزن حشری سلام این صرفا ی داستانه،واقعیت نداره من محسنم ۳۸ سالمه،ی خواهر https://dastan021.tumblr.com/post/…/محسن-و-خواهرزن-حشریزن دارم ۴۴ سالشه،ازاون تپل گندمیای حشری،با سینه های ۸۵ ،کون تپل طاقچه ای،رونای
پر،چندسالی بود که تو نخش بودم ،خودشم…
 
‎11 discussion posts. Maryam said: از کلاس برمیگشتم وخیلی خسته بودم مترو https://www.goodreads.com/topic/show/151395همیشه تو اون ساعت خلوته و غرقه یه خلسه ست که به آدما هم رسوخ میکنه. میله کنار صند…
 
‎2 نوامبر 2010 … این داستان نیست بلکه یه واقعیته که واسه من تازگی ها اتفاق افتاده این اتفاق دو سه https://dokhtarone.wordpress.com/2010/11/02/سکس-محمد-با-حکیمه/روز قبل از محرم اتفاق افتاد , یادمه یه روز رفیقم داشت صحبت سکس و از … بهش گفتم
: من در مورد اون روز به هیچ کس چیزی نگفتم تو هم بی خیال من شو باشه حکیمه گفت :
آخه خره من بهت اعتماد کردم که گفتم اون پسرا برن و الا کون لق تو هم …
 
‎24 آوريل … محمودم پشتم ایستاده بود و سینه هامو فشار میداد .شلوارشو دراوردم و کیرشو لیس میزدم https://www.instagram.com/p/BElI2JqsSk4/وحالا دیگه محمودم روبروم اییستاده بود کیر اونم میمالیدم …ناله مبکردم که منو بکنید
ولی نمیکردن ومیگفتن تور و باید مثل سگ جر داد …دوست محمود که تو حرفاشون فهمیدم
اسمش مهدیه …نگاش همش به کونم بود …تو چنگش میگرفت ووسیلی …
 

پسری که هیچ کس دوستش نداشت! (داستانی کوتاه و واقعی) – Persian …
‎5 نوامبر … پسری که هیچ کس دوستش نداشت. تازه شغل جدید معلمی را شروع کرده بودم و مطمئن persian.epochtimes.com/…/پسری-که-هیچ-کس-دوستش-نداشت-داستانی-کوت-34699.htmlنبودم با توجه به ندانستن زبان محلی آنجا، بتوانم بخوبی با بچه ها ارتباط برقرار
 







NS