ترشیز فان

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


ماجراي من دوست مامانم تو استخر
 
‎داستان #عرق_خوردن_رویایی عرق خوردن رویایی 1396/6/31 سلام این داستان نیس و یک hamlet.blogsky.com/comments/post-196/page/95خاطرست ک هنوز هم در جریانه اسم من احسان 25 سالمه از مامانم بگم که یک زن جا افتادست و
اسمش ناهیده من از اون موقع ک یادم میاد همیشه تو کف مامانم بودم همیشه وقتی میرفت حموم
دزدکی دیدش میزدم واقعا بدن عالی و محشری داره اون موقع ها ک بابام هنوز ازش جدا نشده …
 
 
بنویسم منو امیر از بچگی باهم دوست بودیم ما تویکی از شهر های … بهم گفت اگه باهام hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272557.htmlمامان دوستم رو سکس کنی این ماجرای جق زدنت پیش من میمونه منم از خدا خواسته قبول کردم اوردمش تو
حالشون …
 
 
بنویسم منو امیر از بچگی باهم دوست بودیم ما تویکی از شهر های … بهم گفت اگه باهام
سکس کنی این ماجرای جق زدنت پیش من میمونه منم از خدا خواسته قبول کردم اوردمش تو
حالشون …
 
‎20 سپتامبر … هر جوری دوست داری منو اونجوری در آر و باهام حال کن و آبتو خالی کن. بابا ازشراره خواست hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272564.htmlکه قمبل کنه و کونشو ببینه و از پشت بکنه تو کوسش و خالی کنه . قبل از این که
کیرشو فرو کنه تو کوس شراره و کارو تموم کنه دوست قدیمشو که در حال گاییدن زنش
یعنی مامان مهین من بود صدا زد -اصغر آقا یه دقیقه تشریف بیارین .
 
‎20 سپتامبر … معصومه خانم مامان امیر. سلام اولین باری هست که خاطره مینویسم میخوام اولین سکسم با hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272557.htmlمامان دوستم رو بنویسم منو امیر از بچگی باهم دوست بودیم ما تویکی از شهر های … بهم
گفت اگه باهام سکس کنی این ماجرای جق زدنت پیش من میمونه منم از خدا خواسته قبول
کردم اوردمش تو حالشون بعد خوابوندمش رو مبل و لباساشو در اوردم وقت هم …
 
‎10 جولای 2010 … من سامان 19 سالمه و در شرق تهران ساکنم من زیاد از دختر و از این چیزا خوشم نمیاد و https://parsv.wordpress.com/2010/07/10/دید-زدن-مامانم-آتوسا/بیشتر دنبال زنهای جا افتاده 35 تا 47 هستم یکی مثل مامانم. … به کیرم یه 15 دقیقه
ایی در گیر شرتها بودم اخرشم ابم و نیاوردم و رفتم بیرون وقتی برگشتم مامانم اومده
بود وداشت میرفت حموم منم سلام دادم و رفتم تو حال تا تلویزیون ببینم چون …
 
‎10 جولای 2010 … نمي دونم شايد هم مقصر مادرم بود که به بابام خيانت کرد و من با همون دليل به مادرم تجاوز https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/10/سکس-زوری-با-مامانم/کردم. ولي واسه هر دومون هم واضح… … معمولا اين کارو زماني انجام ميدادم که شورتاي مامانم
تو حمام بود و مطمئن ميشدم که اونارو مي خواد بشوره. روزها همين طور مي گذشت تا … پنجره
اتاقو که باز کردم ديدم مامانمه با دوست بابام!اين صحنه واسم خيلي …
 

به زور منو کردن | داستان سكسي
‎25 ژوئن 2011 … هوا خیلی گرم و شرجی بود برای همین سعید گفت بچه ها بریم استخر شنا,منم که منتظر https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/به-زور-منو-کردن/این حرف بودم گفتم راست میگه بریم شنا. علی گفت:من که حرفی ندارم بریم من رفتم
 







NS