ترشیز فان

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان‏ ‏سکسي‏ ‏باخواهرم‏ ‏توي‏ ‏خانه
 
‎داستان سکسي باخواهرم توي خانه. 1 . Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی poemworld.ir/داستان‏-‏سکسي‏-‏باخواهرم‏-‏توي‏-2/با محارم – صفحه 60 – انجمن لوتی حمید و مامانش خاطره ای را که مخوام بگم از 2 سال
پیش شروع میشه وقتی 20 ساله بودم پدرم که 68 سال داشت مرد از اون زمان من با مامانم با
هم ندگی میکردیم در یک خانه کوچک 1 اتاقه مامانم تازه از دست کتکهای بابام راحت شده
بود مادر من …
 
‎10 جولای 2010 … سلام.من علی هستم و 24 سالمه و میخواستم داستان اولین تجربه ی سکس عمرم رو براتون https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/10/1-9/تعریف کنم. راستش من توی یه خانواده ی پنج نفره زندگی میکنم و دو تا خواهر بزرگ
تر از خودم دارم.خواهر بزرگترم 30 سالشه و ازدواج کرده و یه بچه هم داره و خواهر کوچک ترم
یه سال و نیم از من بزرگ تره و اسمش سمانه هست.من و سمانه از بچگی …
 
‎15 آگوست 2010 … مینو هم همینطور و با وجود اون اندام سکسی که به خاطر کون دادن زیاد به من پیدا کرده و https://dastan2012.wordpress.com/2010/08/15/مینو/همینطور با اینکه پرده نداره به هیچ کس پا نمیده.به هم قول دادیم تا وقتی ازدواج نکردیم
فقط مال هم باشیم و به هم خیانت نکنیم.این بود داستان اولین تجربه سکسی من با خواهرم
که با هم تکمیلش کردیم و براتون نوشتیم.امیدواریم توی این دنیای …
 
‎راستش يه جورايي ته دلم خوشحال بودم كه با خواهرم قراره سكس كنم تا دلمو … 7 . خواهرزن armanisp.ir/داستان‏-‏س-ک-س‏-‏باخواهرم‏-‏توي‏-‏/من، مريم | داستان سكسي 25 ژوئن 2011 … آن شب مريم خانة ما خوابيد. از همان اول شب، …
. يك شب كه دو خواهر و بچه‌مان توي هال https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/
خواهرزن-من،-مريم/خوابيده‌بودند، من روي راحتي نشسته‌بودم و مثلا داشتم ماجراهاي شرلوك
هلمز …
 
‎26 آگوست … این داستان واقعی من بودولی راسشوبگم آخرینبارکه دست بخواهرم زدم چون بعدش خیلی https://shahvani.com/dastan/حمام-باخواهرم-خیلی عذاب وجدان گرفتم که چراباخواهرم اینکاروکردم الانم خداوکیلی داغونم … گویند
شخصی در دیار قزوینی طفلی به خانه برد و بهانه ای برای کردنش میجست آلبوم عکسی
به طفل داد وگفت این پسرعمومه کردمش الان دکتره این پسر داییمه دو …
 
‎7 جولای 2011 … سکس با خواهرم تو حموم … خلاصه یه شب داشتم تو سایت های سکسی قدم می زدم حواسمم https://shahvani.com/dastan/سکس-با-خواهرم-تو-حمومبه دور برم بود که کسی نیاد ولی چون می دونستم خواهرم خوابش سنگینه و از پیک نیک
کوه برگشته بیدار نمیشه ….. تو خواهر نداری ولی خیلی داستان می خونی توصیه میکنم
بیماریتو با یک مشاور خوب در میان بزاری والا از دست میری عزیزم .
 
‎حمید و مامانش خاطره ای را که مخوام بگم از 2 سال پیش شروع میشه وقتی 20 ساله بودم https://www.looti.net/12_1255_60.htmlپدرم که 68 سال داشت مرد از اون زمان من با مامانم با هم ندگی میکردیم در یک خانه کوچک 1
اتاقه مامانم تازه از دست کتکهای بابام راحت شده بود مادر من 31 س.
 
‎داستانسکس باخواهرم توي خانه . 1 . من و خواهرم سمانه | داستان سکسی 10 جولای milad14.ir/داستانسکس‏-‏باخواهرم‏-‏توي‏-‏خان/2010 … سلام.من علی هستم و 24 سالمه و میخواستم داستان اولین تجربه ی سکس عمرم رو
براتون https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/10/1-9/تعریف کنم. راستش من توی
یه خانواده ی پنج نفره زندگی میکنم و دو تا خواهر بزرگ تر از خودم دارم.خواهر بزرگترم
30 …
 
‎25 ژوئن 2011 … توي اين چند ماه حسابي باهم قاطي شده بوديم يه جورايي اونم حس من رو خونده بود ولي خوب https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/داماد-خوشتیپ/خيلي مراعات می‌کرد که يه موقعي سوتي نده گذشت تا اینکه تابستان شد و هوا گرم اون
روزهای جمعه اغلب خانه ما بود باورش شاید سخت باشه ولی تمام هفته تو فکر خیالم باهاش
بودم تا شب جمعه بیاد و اون خانه ما با شه اغلب شب‌های جمعه می یومد …
 

خواهرزن من، مريم | داستان سكسي
‎25 ژوئن 2011 … آن شب مريم خانة ما خوابيد. از همان اول شب، مدام با نگاه‌هايش با من حرف زد؛ جوري كه همه‌اش https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/خواهرزن-من،-مريم/نگاهم مي‌رفت روي زنم كه نكند از ماجرا بويي برد. بعد، حمام را گرم كردم و رفتم دوش
 







NS