ترشیز فان

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستانه من وخاله مينا
 
‎22 آگوست … اسمم حمید 24 سالمه دانشجو هستم و تک فرزندم خیلی حشری وکیرمم خیلی کلفته,مامانم shahvatnak.com/سکس-با-مامان/سکس-با-مامان-مریم-و-خاله-مینا/مریم 42 سالشه با سینه های نسبتا بزرگ وهیکلی فوق العاده سکسی,خاله مینا 40
سالشه که سینه هاش از مامانم کمی کوچیکتره و هیکل و تیپش از مامانم بخاطر اینکه لاغر
تره خیلی سکسی تره,پدرم 6ماه که فوت کرده و منو مامانم تنها زندگی می …
 
‎گایش خاله جون. ژوئیه 12, 2010 بدست parsv. سلام من حمید هستم . داستانی رو که https://parsv.wordpress.com/2010/07/12/1-14/براتون میخوام تعریف کنم مربوط میشه به اولین سکس من. هر کسی تو زندگیش از
یکی خوشش میاد که دوست داره با اون سکس داشته باشه. من هم عاشق خاله جووووووووونم شدم
. من 1 خاله دارم که هر چی از خوشگلی این حوری بگم کم گفتم. خاله من 35 سال سن داره ولی
عین 1 …
 
‎20 آگوست 2010 … اسم من هومن هست و 26 سالم هست. علت این که می خوام این داستان رو براتون بگم اینکه https://dastan2012.wordpress.com/2010/08/20/من-و-خاله-فریبا/اولاً همیشه دوست داشتم این داستان رو تو این سایت برای شما بنویسم و ثانیاً چند
داستان در مورد سکس خانوادگی و مخصوصاً سکس با خاله تو سایت هست که امیدوارم با
این داستان این مجموعه…
 
‎داستان با خاله. 1 . باسلام – Одноклассники 21 آگوست … باسلام من سروش هستم ١٥ wikipost.shikomarket.ir/داستان-با-خاله/ 
پستون هاي گنده و كون گنده … 2 . من و خاله فریبا | dastan2012 20 آگوست 2010 … 54831980085263/topic/66460719783951خونه خاله ثريا خاله ثريا يه زن ٣٠ ساله با علت این …
 
‎88762683054128.htmlزدم به مینا و گفتم دلم برات تنگ شده بیا ببینمت مینا هم zarinpendar.ir/داستانه-من-وخاله-مينا/گفت بیا خونه من تنها هستم و حوصله ام سر رفته (مینا تک فرزند بود و بابا و مامان مینا
هم صبح که می رفتند سر کار 8شب می اومدند خونه و مینا اکثر اوقات تنها بود )من هم
گفتم باشه … 4 . سکس با مامان مریم و خاله مینا | صد داستان سکسی 22 آگوست …
 
‎26 فوریه … آنروز گذشت و من حسابی تو کف مینا بودم تا اینکه دلو زدم به دریا و چند روز بعد زنگ hotgram4.filmiro.com//02/26/…/88762683054128.htmlزدم به مینا و گفتم دلم برات تنگ شده بیا ببینمت مینا هم گفت بیا خونه من تنها هستم
و حوصله ام سر رفته (مینا تک فرزند بود و بابا و مامان مینا هم صبح که می رفتند سر
کار 8شب می اومدند خونه و مینا اکثر اوقات تنها بود )من هم گفتم باشه …
 
‎21 آگوست 2009 … چند روزی مینا خانم زن همسایمون این کارو براش می کرد ولی بعدش بهونه می آورد که کار https://gallows2.wordpress.com/…/داستان-سکسی-سکس-غیرعلنی-من-و-مامان/دارم و ازاین حرفا. بابامم که نبود. پس موند فقط من. وای که چه حالی کردم وقتی مامان از رو
ناچاری بهم گفت: سعید کسی نیست باید خودت زحمتشو بکشی. منم با کمال میل قبول
کردم و همچین چشم گفتم که مامان تا حالا از من نشنیده بود. یعد مامان …
 
‎14 جولای 2010 … قرار شد فردا هم یریم یه گشتی بزنیم و خرید کنیم دایییم و زن داییم رفتن توی یه https://iranaks.wordpress.com/…/داستان-سکس-امیر-و-مینا-دختردایی/اتاق ، مامان و بابای منهم رفتن یه اتاق و منو برادرم که از من ۳ سال کوچیک تره اما از من
زرنگتر و دختر باز تره ، (و از همهکارای من معمولا با خبره و هیچی هم به کسی نمیگه)
داشتم میگفتم ..قرار شد ما بچه ها هم همه باهمتوی هال بخوابیم .. مینا رفت …
 

داستان بچه های عمه – داستان سکسی – WordPress.com
‎26 آوريل 2008 … وسطیه سعیده که فقط سه سال از من بزرگ تره و آخری سامان که یک سال از من کوچیک ترهhttps://hotweblog.wordpress.com/2008/04/26/داستان-بچه-های-عمه/. یه دختر عمه دارم به اسم مینا که اون هم سه سال از من کوچیک تره. اون وقتا دوتا پسر عمه
 







NS